برای بسیاری از مدیران، درک تفاوت KPI و OKR یکی از اولین گامها برای ساخت یک سیستم مدیریت عملکرد دقیق و کاربردی است. سازمانها برای رشد، به ابزارهایی نیاز دارند که اهداف را روشن کنند و مسیر دستیابی به آنها را مشخص سازند. کلیدواژههایی مانند KPI و OKR همیشه شنیده میشوند، اما اینکه دقیقا چه نقشی دارند و چطور باید از آنها استفاده کرد، موضوعی است که هنوز برای بسیاری مبهم است. تفاوت KPI و OKR به ما کمک میکند بدانیم هر کدام در چه مرحلهای از مدیریت عملکرد کاربرد دارند و چگونه میتوانند به بهبود تمرکز تیمها کمک کنند.
فهرست مطالب
- ۱ KPI چیست و چه کاربردی دارد؟
- ۲ OKR چیست و چه نقشی در هدفگذاری دارد؟
- ۳ تفاوت KPI و OKR در ساختار و فلسفه
- ۴ تفاوت KPI و OKR در نحوه سنجش و گزارشدهی
- ۵ کدام کسبوکارها باید از KPI استفاده کنند؟
- ۶ کدام سازمانها بهتر است OKR را اجرا کنند؟
- ۷ آیا KPI و OKR باید همزمان استفاده شوند؟
- ۸ چگونه KPI و OKR را بهدرستی در سازمان پیاده کنیم؟
- ۹ جمعبندی
KPI چیست و چه کاربردی دارد؟
KPI یا شاخص کلیدی عملکرد یک معیار عددی است که نشان میدهد سازمان یا یک واحد مشخص تا چه اندازه به اهداف عملیاتی خود نزدیک شده است. KPIها معمولا ثابت، قابل اندازهگیری و مرتبط با فعالیتهای روزمره هستند. هدف KPI این است که با سنجش عملکرد، امکان تصمیمگیری سریعتر و دقیقتر فراهم شود و مدیران بتوانند بفهمند چه چیزی درست پیش میرود و چه چیزی نیاز به اصلاح دارد. به عنوان مثال تعداد مشتریان جدید، حاشیه سود یا میانگین زمان پاسخگویی میتواند از KPIهای رایج یک کسبوکار باشد. KPI معمولا دورهای سنجیده میشود و سازمان از آن برای پایش سلامت کلی روندها استفاده میکند.
OKR چیست و چه نقشی در هدفگذاری دارد؟
OKR ترکیبی از هدف (Objective) و نتایج کلیدی (Key Results) است و روشی ساختارمند برای تبدیل چشمانداز سازمان به اقدام عملی محسوب میشود. برخلاف KPI که تمرکز آن بر سنجش عملکرد جاری است، OKR به جهتگیری سازمان کمک میکند و مشخص میکند که چه اهداف بلندپروازانهای باید دنبال شوند. بخش Objective در OKR الهامبخش، شفاف و غیرعددی است، در حالی که نتایج کلیدی کاملا عددی بوده و میزان پیشرفت toward هدف را نشان میدهند. OKR معمولا برای دورههای سهماهه یا سالانه تعریف میشود تا تمرکز تیمها حفظ شود و همه بدانند قرار است چه تغییری ایجاد شود.
تفاوت KPI و OKR در ساختار و فلسفه
یکی از مهمترین تفاوت KPI و OKR در نوع نگاه آنها به عملکرد است. KPI یک ابزار سنجش است، در حالی که OKR یک ابزار جهت دهی، KPI به ما میگوید «چه عملکردی داریم» اما OKR مشخص میکند «قرار است چه چیزی بسازیم»، KPI معمولا ثابت و وابسته به عملیات جاری است، در حالی که OKR تغییرپذیر و مرتبط با اهداف استراتژیک است.
KPI بیشتر بر حفظ وضعیت موجود تمرکز دارد، اما OKR با ایجاد چالش، تیم را به نتایج بزرگتر و فراتر از حالت عادی سوق میدهد. همین تفاوت بنیادی باعث میشود این دو ابزار مکمل یکدیگر باشند، نه جایگزین.
تفاوت KPI و OKR در نحوه سنجش و گزارشدهی
در KPI، گزارشدهی دورهای و به صورت عددی انجام میشود. اگر KPI پاسخگویی کمتر از ۲۴ ساعت باشد، مدیران هر روز یا هر هفته آن را بررسی میکنند. اما در OKR، تاکید بر روند پیشرفت نسبت به اهداف بلندمدت است و نتایج کلیدی معمولا از صفر تا صد درصد سنجیده میشود. این یعنی KPI خطی و ثابت است، اما OKR پویا و وابسته به میزان تلاش واقعی تیمها. همچنین برای KPI معمولا سقف و کف مشخص وجود دارد، اما OKR میتواند فراتر از حد انتظار پیش برود. به همین دلیل است که بسیاری از سازمانها OKR را ابزار حرکت و KPI را ابزار کنترل میدانند.
کدام کسبوکارها باید از KPI استفاده کنند؟
KPI تقریبا در همه کسبوکارها کاربرد دارد، زیرا هر نوع فعالیتی نیاز به معیار سنجش دارد. شرکتهایی که در حال رشد سریع هستند، سازمانهایی که فرایندهای تکرارشونده دارند، تیمهای فروش، واحد پشتیبانی مشتری و حتی بخش منابع انسانی همگی برای پایش عملکرد به KPI نیاز دارند. زمانی که هدف شما حفظ کیفیت یا جلوگیری از افت عملکرد باشد، KPI بهترین ابزار است. چون دقت عددی KPI باعث میشود خطاها و نوسانات خیلی زود دیده شوند و فرصت اصلاح وجود داشته باشد.
کدام سازمانها بهتر است OKR را اجرا کنند؟
OKR بیشتر مناسب تیمهایی است که میخواهند هدفگذاری شفاف، قابل پیگیری و هماهنگ داشته باشند. استارتاپها، شرکتهای در حال نوآوری، سازمانهایی که میخواهند چابکتر شوند و تیمهایی که بین واحدهای مختلف نیاز به همراستایی دارند، از OKR بیشترین بهره را میبرند. OKR زمانی موثر میشود که همه بدانند هدف چیست، چرا اهمیت دارد و نتیجه مطلوب چه شکلی خواهد بود. وقتی مسیر روشن باشد، تیمها انرژی بیشتری برای اجرای آن میگذارند و هماهنگی بین واحدها افزایش مییابد.
آیا KPI و OKR باید همزمان استفاده شوند؟
پاسخ کوتاه: بله. KPI و OKR در کنار هم سیستم مدیریت عملکرد را کامل میکنند. KPI مراقبت میکند که عملکرد روزانه دچار افت نشود، و OKR کمک میکند تیم به سمت رشد حرکت کند. یک کسبوکار موفق همیشه ترکیبی از ثبات و توسعه لازم دارد؛ KPI ثبات را تضمین میکند و OKR توسعه را هدایت میکند. استفاده جداگانه از هرکدام باعث میشود یا رشد کند شود یا عملیات بههم بریزد. اما ترکیب صحیح آنها، بهترین نتیجه را میدهد.
چگونه KPI و OKR را بهدرستی در سازمان پیاده کنیم؟
برای اجرای درست، ابتدا باید اهداف کلی سازمان روشن باشد. سپس KPIهای مرتبط با عملکرد جاری تعیین میشود و بعد OKRهایی تعریف میشوند که سازمان را به نقطه بهتری میرسانند. دادههای KPI به مدیران کمک میکنند تصمیم بگیرند چه OKRهایی مناسباند و پیشرفت OKRها نیز به مرور KPIهای جدید ایجاد میکند. همچنین باید جلسات بررسی منظم برگزار شود تا انحرافات دیده شود و تیمها در مسیر باقی بمانند. استفاده از نرمافزارهای مدیریت عملکرد نیز کمک میکند هر دو ابزار دقیقتر و منظمتر دنبال شوند.
جمعبندی
شناخت تفاوت KPI و OKR به مدیران کمک میکند سیستم هدفگذاری و ارزیابی عملکرد خود را منطقی و اثربخش تنظیم کنند. KPI ابزار سنجش عملکرد روزانه است و OKR ابزار تمرکز و جهتدهی. ترکیب این دو روش، تصویر روشنی از وضعیت فعلی و مقصد آینده ایجاد میکند. سازمانهایی که هر دو را به شکل درست و هماهنگ اجرا کنند، میتوانند سریعتر رشد کنند، چابکتر باشند و تصمیمات دقیقتری بگیرند.