۰۹۳۳۲۹۹۹۵۶۹

با ما در تماس باشید
خانه/وبلاگ/نرم افزار CRM و مدیریت ارتباط با مشتری/چرا پیگیری مشتریان در تیم های فروش اغلب شکست می خورد
نرم افزار CRM و مدیریت ارتباط با مشتری

چرا پیگیری مشتریان در تیم های فروش اغلب شکست می خورد

پیگیری مشتریان یکی از ساده ترین مفاهیم فروش به نظر می رسد، اما در عمل یکی از پرتکرارترین نقاط شکست است. بسیاری از تیم های فروش سرنخ دارند، تماس اولیه برقرار می کنند و حتی علاقه مشتری را هم می بینند، اما فروش نهایی اتفاق نمی افتد. مشکل معمولا کمبود سرنخ یا کیفیت محصول نیست. مسئله اصلی، ضعف در پیگیری مشتریان است؛ ضعفی که آرام و بی صدا، فرصت های فروش را از بین می برد.

پیگیری مشتریان دقیقا چیست

پیگیری مشتریان یعنی ادامه دادن ارتباط بعد از اولین تماس یا تعامل. این پیگیری می تواند تماس، پیام، ایمیل یا هر نوع ارتباط هدفمند دیگر باشد. هدف آن، همراهی مشتری در مسیر تصمیم گیری است، نه فشار برای خرید. پیگیری مشتریان زمانی موثر است که به موقع، مرتبط و منظم انجام شود.

تصور اشتباه درباره علاقه مشتری

یکی از دلایل اصلی شکست، برداشت نادرست از رفتار مشتری است. بسیاری از فروشندگان وقتی مشتری می گوید بعدا خبر می دهم، آن را به معنای علاقه تلقی می کنند. در حالی که این جمله اغلب نشانه تردید است. پیگیری مشتریان دقیقا برای همین تردیدهاست، اما وقتی فروشنده منتظر تماس بعدی مشتری می ماند، فرصت از دست می رود.

نداشتن برنامه مشخص برای پیگیری

در بسیاری از تیم ها، پیگیری به تصمیم شخصی فروشنده وابسته است. امروز تماس می گیرد، فردا فراموش می کند. هیچ زمان بندی مشخصی وجود ندارد. پیگیری مشتریان بدون برنامه، شانسی و ناپایدار است. نتیجه آن هم کاملا قابل پیش بینی است؛ برخی مشتریان پیگیری می شوند و بسیاری از قلم می افتند.

وابستگی بیش از حد به حافظه افراد

وقتی پیگیری مشتریان به حافظه فروشنده وابسته باشد، شکست قطعی است. حجم تماس ها بالا می رود و جزئیات فراموش می شوند. اینکه چه کسی تماس گرفته، چه چیزی گفته شده و قدم بعدی چیست، در ذهن نمی ماند. این وابستگی به حافظه انسانی یکی از بزرگ ترین دشمنان پیگیری موثر است.

نبود ابزار مناسب برای پیگیری

بسیاری از تیم های فروش هنوز با دفترچه، اکسل یا پیام رسان کار می کنند. این ابزارها برای مدیریت ارتباط پیچیده کافی نیستند. پیگیری مشتریان نیاز به ثبت، یادآوری و تاریخچه دارد. بدون ابزار مناسب، حتی فروشندگان منظم هم دچار خطا می شوند.

ترس فروشندگان از مزاحمت

برخی فروشندگان از پیگیری دوباره می ترسند. نگران هستند که مزاحم به نظر برسند یا مشتری ناراحت شود. این ترس باعث قطع ارتباط می شود. در حالی که پیگیری محترمانه و حرفه ای معمولا نشانه توجه است، نه مزاحمت. پیگیری مشتریان زمانی شکست می خورد که فروشنده از ترس قضاوت، سکوت را انتخاب کند.

پیام های تکراری و بی ارزش

پیگیری فقط تماس گرفتن نیست. اگر هر بار پیام مشابه ارسال شود، اثر معکوس دارد. مشتری احساس می کند با یک ربات طرف است. پیگیری مشتریان زمانی موفق است که هر تماس ارزشی جدید اضافه کند؛ پاسخ به سوال، ارائه اطلاعات تکمیلی یا یادآوری هوشمندانه.

ناهماهنگی بین اعضای تیم فروش

در تیم هایی که اطلاعات مشترک ندارند، پیگیری دچار آشفتگی می شود. ممکن است یک مشتری از چند نفر تماس بگیرد یا هر بار داستانش را تکرار کند. این ناهماهنگی حس بی نظمی ایجاد می کند. پیگیری مشتریان بدون هماهنگی تیمی، تجربه منفی می سازد.

تمرکز بیش از حد روی جذب سرنخ جدید

برخی تیم های فروش بیشتر انرژی خود را صرف جذب سرنخ جدید می کنند و پیگیری را در اولویت دوم می گذارند. در حالی که بسیاری از فروش ها در پیگیری های دوم یا سوم اتفاق می افتند. نادیده گرفتن پیگیری مشتریان یعنی رها کردن فرصت هایی که هزینه جذبشان قبلا پرداخت شده است.

نداشتن معیار مشخص برای پیگیری

وقتی معیار وجود نداشته باشد، پیگیری هم جدی گرفته نمی شود. چند بار باید پیگیری شود؟ فاصله تماس ها چقدر باشد؟ چه زمانی باید متوقف شد؟ نبود پاسخ برای این سوال ها باعث می شود هر فروشنده مسیر خودش را برود. پیگیری مشتریان بدون معیار، قابل بهبود نیست.

نبود تحلیل از پیگیری های قبلی

بسیاری از تیم ها نمی دانند کدام نوع پیگیری موثرتر بوده است. تماس بهتر جواب داده یا پیام؟ بعد از چند روز؟ با چه محتوایی؟ چون داده ای ثبت نمی شود، تحلیلی هم وجود ندارد. پیگیری مشتریان بدون تحلیل، درجا زدن است.

فشار کاری و اولویت بندی اشتباه

وقتی حجم کار بالا باشد، پیگیری اولین چیزی است که کنار گذاشته می شود. کارهای فوری جای کارهای مهم را می گیرند. در حالی که پیگیری مشتریان دقیقا همان کاری است که درآمد ایجاد می کند. اولویت بندی اشتباه، یکی از دلایل پنهان شکست پیگیری است.

نداشتن فرآیند مشخص پیگیری

پیگیری نباید سلیقه ای باشد. باید مشخص باشد بعد از تماس اول چه اتفاقی می افتد، قدم بعدی چیست و چه زمانی انجام می شود. تیم هایی که فرآیند مشخص ندارند، پیگیری را به شانس می سپارند. پیگیری مشتریان بدون فرآیند، پایدار نمی ماند.

قطع پیگیری بعد از اولین نه

بسیاری از فروشندگان با اولین پاسخ منفی عقب نشینی می کنند. در حالی که نه گفتن اغلب به معنی الان نه است، نه هرگز. پیگیری محترمانه و زمان بندی شده می تواند نظر مشتری را تغییر دهد. قطع زودهنگام پیگیری مشتریان، فروش های بالقوه را می سوزاند.

نداشتن آموزش کافی در پیگیری

پیگیری مهارت است، نه غریزه. اگر فروشنده آموزش نبیند چگونه و چه زمانی پیگیری کند، احتمال شکست بالا می رود. بسیاری از تیم ها فقط آموزش فروش اولیه می دهند و پیگیری را بدیهی فرض می کنند. این فرض اشتباه است.

نقش مدیریت در شکست پیگیری

وقتی مدیران فقط روی عدد فروش نهایی تمرکز کنند و فرآیند پیگیری را بررسی نکنند، پیام اشتباه به تیم می دهند. پیگیری مشتریان نیاز به نظارت، بازخورد و اصلاح دارد. نبود این توجه مدیریتی، شکست را تثبیت می کند.

جمع بندی

پیگیری مشتریان در بیشتر تیم های فروش شکست می خورد چون برنامه، ابزار، فرآیند و نگاه درست وجود ندارد. این شکست معمولا ناگهانی نیست، بلکه حاصل بی نظمی های کوچک و تکرارشونده است. تیمی که پیگیری را جدی بگیرد، فرصت های از دست رفته را به فروش واقعی تبدیل می کند. پیگیری مشتریان نه یک کار اضافه، بلکه قلب فروش موفق است.

اشتراک گذاری

با استفاده از روش های زیر می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید